قلم


تکنیکهای تست‌زنی در کنکور تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

دشمن.

شاید هر مملکتی برای خودش دشمنی داشته باشه.یعنی از روزی که این انسانها پا روی زمین گذاشتند دشمنی هم بین اونها به وجود آمد.دشمنی بین برادر با برادر،دشمنی فامیلی، 

قبیله ای،و از همه مهم تر بین ملت ها.کوبیدن بر طبل جنگ و دشمن تراشی همیشه آثار بس وحشتناکی بر زندگی مردم داشته است.مثلا ضررهایی که در جنگ های جهانی و جنگ های دیگری که در طول تاریخ اتفاق افتاده است که باعث نابودی مردم وخسارات بسیار بزرگی شده است.اما چیزی که باید به آن توجه کرد این است که آیا باز هم به وجود آوردن جنگ خوب است.متاسفانه دشمن و دشمن تراشی مدتی است که قریبان گیر ملت بدبخت ما شده است و تقریبا هر روز بر این عده افزوده میشود. همیشه این وهم و خیال پردازی بوده که باعث به وجود آمدن چنین وضعیتی شده است. اگر الان دقت کنید خواهید فهمید که کشور ما کاملا در انزوای سیاسی قرار گرفته و وضع بدی در دنیا دارد.الان تقریبا کشور ما با کل اروپا قطع رابطه کرده است.البته وضعیت ما با کشورهای مسلمان هم زیاد قابل تعریف نیست که از آن جمله میتوان به قطع رابطه با مصر اشاره کرد.البته در میان این مسائل کشورهای عربی هم تقریبا در یک اقدام خاص با ما قطع روابط حسنه کرده اند. قطع رابطه با آمریکا و کانادا و چندین چند کشور دیگر هم که بماند.چیزی که واقعا مهم است آن هم این است که دنیا چنین وضعی را تحمل نخواهد کرد و ممکن است کشور ما در آینده با مشکلات بسیار بدتری برخورد کند که چوبش را مردم خواهند خورد.بهتر است مسئولان از این خیال پردازی دست بردارند و دیگر به دشمن دشمن گفتن ادامه ندهند.تا به حال با رویکرد ناراحت به استقبال دیگران رفته ایم و از این به بعد ای کاش کمی ادبیاتمان را در قبال دیگر کشورها عوض کنیم. 

شاید این رویکرد بسیاری از مشکلات را در این زمینه حل کند. 

آوای کلاغ!

سالها و دقایق مثل برق و باد گذشت و ما را بیست و چهار ساله کرد!وقتی که به این مسئله فکر میکنم که من بیست و چهار سال سن دارم تعجب میکنم. یادمه وقتی که بچه بودم همیشه می خواستم که زود بزرگ بشم.اما حالا فکر میکنم که ای کاش تو همون دوران stop این زمانه را می زدند و ما هم تو همون سن و سال باقی می موندیم.

وقتی فکر میکنم میفهمم که به دنیا اومدن و نیومدن ما زیاد در حال و احوال این دنیا فرقی نمی کرد.البته شاید هم به نفع خیلی از دوستان بود.تو این پنج، شش سالی که گذشت فهمیدم که صدای ما برای خیلی از این آقایون از آوای کلاغ هم بد تر بوده! نمی دونم چرا اما من از کلاغ بدم میاد.وقتی که میبینم صدای قار قار کردن این حیوان به گوش میرسه از همه چیز بدم میاد.یادمه وقتی کوچیک بودم پسر عمه ام یکی از بچه های کلاغ را از تو سبدش برداشته بود و اون هم فقط بی قراری می کرد.وقتی که بیرون اومدم ببینم چه خبره این کلاغ با نوک خودش چنان ضربه ای به سرم زد که نزدیک بود بیهوش بشم.شاید علت انزجار من هم همین باشه.همون طور که گفتم صدای جوانان امروز ما از صدای کلاغ هم برای مسئولان بد تره.جوانانی که فقط فنا میشوند و بس.شاید دوران و زمانه باعث شد که در موقعیتی قرار بگیریم که شاید بدترین دوران تاریخ ایران باشه.فقط امیدوارم که نسل آینده و کسانی که شاید در آینده بیایند بتوانند آن طور که لایق یک ایرانی است زندگی کنند و صدایشان مثل بلبل طنین انداز بشود!  

ورزش پر دغدغه ایران در سال 88

انتخاب مهم ترین یا به عبارتی، جنجالی ترین حاشیه های ورزش ایران در سال ۸۸ آسان نیست. از روزهای آغازین سال ۸۸ که تیم ملی فوتبال ایران در ورزشگاه آزادی از عربستان شکست خورد تا روزهای پایانی این سال که سرمربی و کاپیتان تیم ملی فوتسال، یکدیگر را به دلالی و عدم شایستگی متهم کردند، ورزش ایران پر از حاشیه های جورواجور بود.


دوپینگ، تقلب، صغرسنی در نوجوانان، کبر سنی در پیشکسوتان، زد و خورد و چاقو کشی در لیگ، لغو بازی های کشورهای اسلامی، اهدای مدال حمید سوریان به محمود احمدی نژاد، شعارهای نژاد پرستانه علیه بازیکنان سیاه پوست در برخی ورزشگاه ها، اتهام رشوه و تبانی در فوتبال، کشف حجاب و پناهندگی از جمله اتفاقات خبرساز ورزش ایران در سال گذشته بود.


در بین یکایک ان رخدادهای جنجالی، ۱۰ نمونه پر رنگ از حاشیه های ورزش ایران در سال ۸۸ که بازتاب رسانه ای چشمگیری داشتند، به شرح زیر است.

مچ بندهای سبز

بازی ایران و کره جنوبی در سئول، از رقابت های مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۰. علی کریمی دو مچ بند سبز داشت. مهدوی کیا یک مچ بند سبز با بازوبند سبز کاپیتانی. محمد نصرتی، حسین کعبی، جواد نکونام و مسعود شجاعی نیز با مچ بند سبز به زمین آمدند.

ادامه مطلب

خنده کن!

سلام.متاسفانه چند روزیه که به خاطر برخی مشکلات از جمله تمام شدن شارژ اینترنتم نتوانستم آپ کنم.متاسفانه زندگی هم اونجوری که باید خوش نمی گذره.بد بین نیستم اما زندگی طوری شده که همه چی از جمله این آدم ها هم مصنوعی شده اند.این خنده ها ،اداها،طرز برخوردها همه مصنوعی اند.آدم هایی که فقط خودشون را می بینند و بس.به قول بعضی ها زمانه باعث این چیزها شده.اصلا این زمانه را کی به این وضع در آورده.خوب معلومه دیگه.این آدمهای ابلهی که همشون خودخواهند و بس.برای همه کس و همه چی متاسفام.دروغ و دو رویی همه جا را گرفته.اگه زندگی این بود ای کاش هیچ وقت...

فعلا.

+ محمد ش ; ٩:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱٤

باز هم جا هست!

توانایی اداره 200 میلیون نفر
 


حبیب الله عسگراولادی به ایسنا گفت ؛ با امکاناتی که در ایران در دریاها و جنگل ها و معادن غنی زیرزمینی و به ویژه نیروی خلاق و مدیر و باسوادی که داریم، می توانیم به راحتی 200 میلیون نفر را در وسعت یک میلیون و 460 هزار کیلومتر مربع در اندازه مساحت ایران اداره کنیم اما دست های مرموزی است که نمی گذارد ما به این سمت برویم.

از زبان اعتماد.

بابا بی خیال.

مدتی پیش با یک از دوستان قدیمی فرصتی به دست آمد تا درد و دلی کنیم.مدتی بود ندیده بودمش.با وجود اینکه تقریبا با من هم سن و سال بود اما قیا فه اش بیشتر به آدم های بیست و پنج به بالا می خورد.از مشکلات جامعه و این جور چیزها بحث می کردیم.وسط بحث برگشت به من گفت که شما همه مرفه بی درد هستید!نهایت مشکلتون اینه که مثلا چرا نتونستم امروز شنا برم.من هم گفتم که تو از کجا اینچنین فکر میکنی.گفت مشکلاتی که مثلا من داشتم فکر نمی کنم هیچ کس دیگری داشته باشد.می گفت پدرم زمانی که من و خانواده به او احتیاج داشتیم سرطان گرفت و مرد.ماردم هم مریضه و حتی نمیتونه به دستشویی بره.میگفت باور میکنی که اکثر شبها با خوردن سیب زمینی و گاهی با خوردن فقط نان می خوابیدیم.شنیدین چنین حرفهایی اون هم از یک نفر که زمانی باهم دوست بودیم عجیب بود.با خودم گفتم یعنی ممکنه یک خانواده اون هم درشهر کوچک ما اینچنین زجر بکشه و هیچ کس خبر دار نشه.وقتی مشکلات اون رو شنیدم تقریبا تمام دغدغه هایم حل شده بود.اگه اون مشکل داشته پس مسائل ما چیه؟البته خانواده هایی که وضعشون بسیار بدتر از اینهاست هم وجود دارد.اما شنیدن چنین حرفهایی از یک دوست باعث شد که به بسیاری از مشکلاتم بگویم بابا بی خیال.البته به نظر من چنین برخوردی با مشکلات درست نیست و باید آنقدر جرات داشته باشیم که به جنگ آنها برویم و شکستشان دهیم.فعلا باید بگویم که خدا را شکر که لا اقل چیزی برای خوردن داریم و در کنار آنها باید شاکر باشم که خدا نعمت بزرگی به نام سلامتی به من و خانواده ام داده است. 

<< 1 2 3 4 5 6 7