مدتی بود که حال و حوصله وبلاگ نویسی نداشتم.دیروز اتفاقی افتاد که تصمیم گرفتم برای تنفر هم که شده بیام و اتفاقی که افتاد رو اینجا بنویسم.این ترم٫ ترم آخر منه و ما هم یه درس دو واحدی به نام پروژه داریم که من قرار بود این پروژه رو برای این ترم آماده کنم.از ابتدای این ترم زحمات زیادی کشیدم و از چندین سایت و نشریه و هر چیز دیگری که به ذهنم میرسید مطلب جمع کردم.استاد راهنمای ما هم متاسفانه یه خانومه مهترمه که دربارش میتونم بگم که خدا به داد شوهرش برسه!
زیاد سرتون رو درد نیارم.دیروز من رفتم خدمت خانوم و پروژه ناقابلی که کلی براش زحمت کشیده بودم رو هم برداشتم که تقدیمش کنم. رسیدم در اتاقش و در زدم و وارد شدم.تقریبا نیم ساعت همین طوری عین فلک زده ها وایسادم تا ایشون تا جای که فکشون قدرت داشت با دوستش تلفنی صحبت کردند. بعد از اینکه تلفن رو قطع کرد برگشت و منو دید! سلام کردم و ایشون با اون چهره وقیحانه شون یه چیزای تو مایه های (علام) جواب سلام ما رو داد!
من بدبخت فلک زده پروژه رو تقدیمشون کردم و ایشون شروع کردند به ورق زدن.تو همین حین یه دختر خانوم محترم از در وارد شد. همین که ایشون وارد شد این دو تا شروع کردند و به صحبت کردن.
واقعا داشتم دیوونه میشدم.دختره از استاد پرسید که میشه من درباره ی نحوه مطالعه کردنم راهنمایی کنید.مثلا به نظر شما صبح ها درس بخونم بهتره یا شبها.البته چند تا چرت و پرت دیگه هم پرسید که اگه اینجا بگم صد در صد با حالت تهوع به زمین خواهید خورد.سرتون رو درد نیارم درست چهل دقیقه خانومها باهم در این باره صحبت کردند و من هم عین کلم اونجا وایساده بودم و داشتم به این چرندیات گوش میدادم.
بعد از چهل دقیقه که تقریبا فک هردوتاشون پیاده شده بود صحبت به پایان رسید.از استاد خواهش کردم که یه نگاهی به پروژه بندازه و ما رو راه بندازه.استاد بار دیگه پروژه رو برداشت و یکی دو تا ورق زد و با کمال تعجب گفت که این ها هیچ کدومشون کار خودت نیست. برگشتم گفتم یعنی چی این حرفها و اون هم در جواب گفت که من حالیم نیست.برو یه پروژه دیگه رو کار کن.
همین حرفها رو زد با کمال گفت که بفرمایید بیرون الان کلاسم شروع میشه باید برم!
پیغامیم آپار باد صبا،یاره اوزاقدان وار چوخلو سلامیم او دل آزاره اوزاقدان
عرض ائیله یه سن محنتیمی،دردیمی بلکه ائتسین اورگیم دردلرینه چاره اوزافدان
گول صورتین گورمه میشم چوخلو زاماندی حسرتدی گوزوم گولشن و گولزاره اوزاقدان
غملر اریدیب جسمیمی،یوخ دلده توانیم درمان آراییر ایندی بو بیچاره اوزاقدان
هم دین آپاریب نرگس مستانه سی،هم دل توش ائیله بیر جانیمی مین خاره اوزاقدان
گل ایندی وئریم بو یورولان جانی آپارسن قیمت وئره بو عشقه،بو ایثاره اوزاقدان
صاحیب نظیرین عشقینه برهانی عملدی جان هدیسی یوللور او وفاداره اوزاقدان
سلام دوستان.راستش رو بخواین زیاد حال وبلاگ نویسی و این جور چیزا رو ندارم.از شما هم ممنونم که میایین و نظر میدین و البته ما رو شرمنده میکنین.امروز واسه تنوع هم که شده یه آهنگ زیبای آذری واستون گذاشتم که امیدوارم لذت ببرین.
آهنگ کوچه لره سو سپمیشم دانلود

سلام دوستان.ازتون ممنونم که تو این چندین روزی که نبودم اومدین و نظر دادین.البته برخی از دوستان دیگه محبت رو خیلی از حد معمولیش گذروندند و ما رو کلا شرمنده محبت هاشون کردند.(به خصوص در قسمت نرم افزار فیلتر شکن)!!!
مدتیه که یه چیز ذهنم رو سخت مشغول خودش کرده.اون چیز هم همین مسئله ی سکسه و به نظر من به یک مسئله ی دهشتناک در مملکت ما تبدیل شده.از روزی که این آدم و حوا قدم بر این زمین گذاشتند این مسئله و نحوه برخورد با آن به وجود آمد.اینکه چطور شد که آدم چنین درخواستی از حوا کرد هم بماند.یعنی من اصلا به اونجاش کاری ندارم.بالاخره کارش خیلی راحت تر از ماها بود! اگه از نگاه دین به مسئله نگاه کنیم هم بسیار راحت جوابش رو پیدا میکنیم.راه اسلام برای این کار ازدواج است و قوانین اون هم خیلی راحته.البته اسلام یه خدمت بسیار بزرگی برای مردها کرده و اون هم اینکه مردها آزادند با چندین مونث ارتباط برقرار کنند!البته اگه از نگاه بی دین ها هم نگاه کنیم هم این مسئله به راحتی حل شده و هر شخصی میتونه به راحتی به دلخواه خودش برسه.به نظر من این مسئله تقریبا در کل دنیا یه جورایی حل شده و هر کس در هر مسلک و مذهب میتونه به مرادش برسه.اما فعلا مقصود من همین ایران خودمونه.به نظر من
جوانان ایرانی از این لحاظ در بدترین حالت ممکن به سر میبرند.این کشور با وجود اینکه یک کشور اسلامیه اما راههای رسیدن به مراد در مملکت ما درست برعکس قوانینی است که در اسلام وجود دارد میباشد.الان وضعیت ازدواج به صورتی در آمده که اگر کسی چنین کاری انجام دهد بیشتر به خود کشی شبیه است تا ازدواج.البته در اسلام راه دیگری هم هست که همان متعه یا ازدواج موقت میباشد.من خودم به شخصه کسی را که چنین کاری را انجام داده باشد را از نزدیک ندیده ام!در حالی که احادیث بسیاری درباره متعه کردن وجود دارد که فعلا از حوصله بحث خارج است.به نظر من ایرانی ها بی دین هم نیستند که مانند آنها به کار خود بپردازند.در کل یه جورایی آواره شده ایم.خلاصه اینکه ما واقعا در این زمینه بد بخت شده ایم.اگه دوستان اجازه آزادی جنسی رو در جامعه نمیدهند اقلا بگذارند با دید اسلام به این مسئله برسیم.
فرا رسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی بر همگان تسلیت باد.
دیروز پس از اینکه از دانشگاه برگشتم تلویزیون رو روشن کردم و دیدم که شبکه سه فوتبال پیروزی و سپاهان رو نشون میده.بازی سه به یک به نفع سپاهان بود.اتفاق جالبی افتاده بود.بعد از چند دقیقه داور یک پنالتی به نفع سپاهان گرفت.بعد از اینکه سپاهان گل چهارم رو زد فرهنگ ناب دوستان طرفدار پیروزی به نمایش در آمد!به طور خلاصه میتوانم بگویم که ساختار شعار ها اینچنین بود.داور... نه نه ات.کفاشیان ... نه نه ات.عنایت... نه نه ات و نه نه ی کل دست اندر کاران فوتبال مملکت اومد جلو چشمشون!البته چیزی که جالب بود این بود که هیچ خبرنگاری دلیل این کار رو نپرسیدند.واقعا چقدر نازند این دوستان.چیزی که از همه جالبتر بود اون هم اینکه صدا و سیما اصلا صدای استادیوم رو قطع نکرد.واقعا که خیلی وضعیت جالبی تو استادیوم های ما حاکمه.لازم به یاداوریه که من کلا اون محبت های طرفداران پرسپولیس رو سانسور کردم.فقط اونهایی که بازی رو دیدند میتونند قضاوت کنند که چه چیزهایی تقدیم خانواده داور شد!!!
واقعا حالم به مردم دنیا میسوزد.مردم آمریکا،مردم آلمان،فرانسه و چندین کشور دیگه که همیشه تو سر خط بدبختی مردم دنیا قرار دارند.واقعا همه بدبختند به جز ما.به جز ما که همه چیزمون عالیه.همه چی آرومه.من چقد خوشحالم.واقعا همه چی آرومه؟آیا واقعا مردم ایران خوشحالند؟به نظر من که این طور نیست.واقعا بدبختی و کثافت از همه جا سرازیر میشه.از همون حادثه میدان کاج معلوم بود که ما چقدر آرومیم.نمیدونم فیلم اون واقعه رو دیدین یا نه؟همون بهتر که نبینین.یه بدبخت وسط خیابان به خون خودش غلتیده و هیچ کس حتی جم نمیخوره.وحشتناک تر اینکه دو نفر پلیس هم اونطرف ایستادند و دارند صحنه رو نگاه میکنند.البته مردم هم دارند از این صحنه فیلم میگیرند و بهش توصیه میکنند که از جات جم نخور.واقعا فاجعه بود.اگر چنین اتفاقی در آمریکا اتفاق می افتاد تا یک ماه سر خط اصلی اخبار تلویزیون ما بود.حالا که این اتفاق تو ایران اسلامی اتفاق افتاده چه میگیویید؟واقعا وای به حال ما.بدبخت اصلی همین مردم ایران است نه آمریکا.

تصویر جوان چاقو خورده در مقابل دیدگان ملت تهران.
همه چی آرومه!ما چقدر خوشحالیم.این چقدر خوبه که ما کنار هم هستیم!!!
سلام.فعلا فقط همین!!!!

| 1 |
2
|
3
|
4
|
5
|
6
|
7
|
>>
|